ابن نديم در الفهرست مينويسد:
اما فهلوي منسوب است به فهله كه نام نهاده شده است بر پنج شهر: اصفهان و ري و همدان و ماه نهاوند و آذربايجان. و دري لغت شهرهاي مداين است و درباريان پادشاه بدان زبان سخن ميگفتند و منسوب است به مردم دربار و لغت اهل خراسان و مشرق و لغت مردم بلخ بر آن زبان غالب است. اما فارسي كلامي است كه موبدان و علما و مانند ايشان بدان سخن گويند و آن زبان مردم اهل فارس باشد. اما خوزي زباني است كه ملوك و اشراف در خلوت و مواضع لعب و لذت با نديمان و حاشيت خود گفتوگو كنند. اما سرياني آن است كه مردم سواد بدان سخن رانند).
نام «بابك» همان معني پدر را ميدهد: (باب "پدر" + ـك "پسوند تحبيب")
پسر گفتش اي بابك نامجوي
يكي مشكلت ميبپرسم بگوي
(بوستان سعدي)
هر دو را در جهان عشق طلب
پارسي باب دان و تازي اَب.
(فرهنگ جهانگيري(
سديگر بپرسيدش افراسياب
از ايران و از شهر و از مام و باب
(فردوسي)
چو بشنيد بابک زبان برگشاد
ز يزدان نيکي دهش کرد ياد
(فردوسي)
وز باب و ز مام خويش بربودش
تا زو بربود باب و مامش
(ناصر خسرو(
نبد دادگرتر ز نوشينروان
که بادا هميشه روانش جوان
نه زو پرهنرتر به فرزانگي
به تخت و بداد و به مردانگي
ورا موبدي بود بابک بنام
هشيوار و دانادل و شادکام
(فردوسي(
